X
تبلیغات
کلاغ سفید

کلاغ سفید

بیوگرافی بازیگران و خواننده ها

مونیکا بلوچی

 

مونیکا بلوچی،سال تولد: 1964، مانکن مد، مدل عکاسی و بازیگر، متولد سپتامبر سال ۱۹۶۴ در یکی از روستاهای ایتالیاست. پس از اتمام تحصیلات متوسطه برای ادامه تحصیل در رشته حقوق به شهر می‌آید. برای کمک هزینه تحصیل به صورت آزاد مانکنی مد پیشه می‌کند و بعد از مدتی تحصیلات دانشگاهی را رها می‌کند تا تمام وقت به این کار بپردازد.

چهره خاص ایتالیایی - شرقی او باعث می‌شود که تهیه‌کنندگان به عنوان بازیگر از او دعوت به همکاری کنند. اولین حضور هالیوودی او در نقش عروس دراکولا در فیلم دراکولای برام استوکر فرانسیس فورد کاپولا بود. درخشش جهانی بلوچی اما با فیلم مالنا جوزپه تورناتوره رخ داد، باوجود این که مالنا نام بلوچی را جهانگیر کرد او پس از آن نتواست به شایستگی از نامی که به دست آورده استفاده کند، و مدل عکس‌های نیمه برهنه بودن را به پیگیری جدی‌تر هنرپیشگی ترجیح داد. مونیکا بلوچی اکنون همسر هنرپیشه‌ای فرانسوی است و یک دختر به نام دیوا دارد. لیست فیلمهایی که این هنر پیشه در آن بازی کرده به این شرح است .

در نقش Dracula's Bride Dracula (1992)

در نقش Myrtille Comme un poisson hors de l'eau (1999)

در نقش Malena Scordia Malena (2000)

در نقش Sylvia Pacte des loups, Le (2001)

در نقش Alex Irreversible (2002)

در نقش Marina (voice: french version) Sinbad: Legend of the Seven Seas (2003)

در نقش Persephone The Matrix Revolutions (2003)

در نقش Persephone The Matrix Reloaded (2003)

در نقش Dr. Lena Fiore Kendricks Tears of the Sun (2003)

در نقش Magdalen The Passion of the Christ (2004)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 14:57  توسط مصطفی  | 

بهروز وثوق

نام اصلي: خلیل

نام خانوادگي اصلي: وثوقی

......................................

تاريخ تولد: 1316

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................


بيوگرافي

 فعالیت در زمینه دوبله 1337
 فعالیت در زمینه تئاتر 1356
 مهاجرت به آمریکا 1359
شاید نزدیک به یازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقی کشف شود. او از سال 1337 با بازی در فیلم "طوفان در شهر ما" به سینما‌ آمد و تا سال 1347 در نقشهای متفاوت اما نچندان پررنگی ظاهر شد. انتخاب او برای بازی در فیلم قیصر توسط مسعود کیمیایی کافی بود تا نام بهروز وثوقی زبانزد خاص و عام شود. نقش آفرینی تحسین برانگیز بهروز وثوقی در "قیصر" پس از سالها توانست بت فردین را شکسته و چهره اواخر دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه سینمای ایران شود.
بهروز وثوقی بازیهای ماندگار و متفاوت بسیاری در کارنامه هنری دارد:
قیصر، طوقی، داش آکل، تنگسیر، بلوچ، بت و ...
بازی تحسین برانگیز و خارق العاده بهروز وثوقی در فیلمهای "گوزنها" (مسعود کیمیایی، 1354) و "سوته دلان" (علی حاتمی) برای همیشه در تاریخ سینمای ایران به یادگار ماند.
وثوقی در سال 1359 ایران را برای همیشه ترک کرد. او خارج از ایران در فیلمهایی هم بازی کرد.
همکاری بهروز وثوقی و مسعود کیمیایی در هفت فیلم، هفت بازی بشدت متفاوت در کارنامه وثوقی بر جای گذاشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 14:32  توسط مصطفی  | 

فروتن

نام اصلي: محمدرضا

نام خانوادگي اصلي: فروتن

حرفه اصلی: بازیگر

تاريخ تولد: 1347:

محل تولد: تهران

مدرك تحصيلي:لیسانس روانشناسی بالینی


بيوگرافي


- بازیگری را از سال 1373 آغاز کرد و پس از بازی در سریال "سرنخ" (قسمت تماشاخانه) یک دوره بازیگری و کارگردانی تئاتر و یک دوره فیلمنامه نویسی گذراند.
- او با بازی در فیلم "مرسدس" شناخته شد و با بازی در فیلمهای "قرمز"، "دوزن"، "متولد ماه مهر"، "زیر پوست شهر" و بخصوص " شب یلدا" Â توانایی هایش را به رخ همگان کشید.
- او برای بازی در فیلم "قرمز" در هفدهمین جشنواره فیلم فجر و در فیلم "شب یلدا" از پنجمین جشن خانه سینما جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد.
- پس از بازی ماندگارش در فیلم "شب یلدا" نزدیک به چهار سال است که با وجود اکران فیلمهایش (آخرین آن "سربازهای جمعه" ) کمتر خبری مربوط به بازی او می شنویم!
- او دو فیلم به نمایش در نیامده نیز در کارنامه دارد: "رقص با رویا" و "بر باد رفته".
- پس از بازی در چهار فیلم متوالی از مسعود کیمیایی (مرسدس، فریاد، اعتراض و سربازهای جمعه) در بیست و پنجمین فیلم مسعود کیمیایی جایی نداشت. او در کنار بهروز وثوقی، فرامرز قریبیان، فرامرز صدیقی، فریبرز عرب نیا، داریوش ارجمند، محمدعلی فردین، سعید راد، احمد نجفی، عزت الله انتظامی و بهرام رادان در نقش قهرمان همیشگی آثار کیمیایی در چهار فیلم ایفای نقش کرد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 14:29  توسط مصطفی  | 

لارس ترير

در سال 1983 لارس جوان كه تازه مدرسه فيلمسازي را پشت سر گذاشته بود به فكر ساخت سه گانه اي در مورد اروپا افتاد. اولين قسمت از اين تريلوژي فيلمي شديداً متكي بر تكنيك و تحت عنوان "عنصر جنايت" بود كه در سال 1984 روانه پرده هاي سينما شد. اين فيلم كه از نظر منتقدان فيلمي با ريشه هاي پست مدرنيستي خوانده مي شد، موفق به اخذ جايزه ويژه تكنيكي (Technical Award) از جشنواره كن و همچنين نامزدي براي دريافت نخل طلايي كن در سال 1984 شد. سه سال بعد و در سال 1987 قسمت دوم اين سه گانه با عنوان "اپيدميك" نيز به سينما راه يافت اما با اينكه اين فيلم در بخش رسمي جشنواره كن به نمايش در آمد اما نتوانست موفقيت "عنصر جنايت" را تكرار كند و دست خالي از كن 88 بازگشت. عدم موفقيت "اپيدميك" در جشنواره كن باعث شد تا فن ترير وقت بيشتري را بر روي اختتاميه سه گانه اش صرف كند. ساختن اين اثر كه تحت همان عنوان سه گانه، يعني "اروپا" كليد خورده بود، 4 سال به طول انجاميد و سرانجام در سال 1991 براي نخستين بار در جشنواره كن به نمايش درآمد. اين فيلم كه دوران پس از جنگ جهاني دوم در آلمان را به تصوير مي كشد، بهت داوران جشنواره را برانگيخت و در واقع آنها را مسحور هنر فن ترير در پرداختن به مسائل اجتماعي كرد تا جايي كه علاوه بر نامزدي براي دريافت نخل طلايي آن سال، اين فيلم موفق به اخذ جايزه ويژه هيئت داوران و همچنين جوايز ويژه تكنيكي و بهترين دستاورد هنري از جشنواره كن سال 1991 شد.

در سال 1992 لارس فون تريه به همراه دوست قديمي اش پيتر آلباك يك كمپاني توليد فيلم با نام "Zentropa" را افتتاح كرد كه تا امروز نيز به فعاليت خود ادامه مي دهد. فن ترير با تاسيس اين كمپاني در واقع سعي در كم كردن وابستگي هاي مالي داشت تا بدين ترتيب بتواند كنترل بيشتري جهت ساختن فيلمهاي مورد علاقه اش داشته باشد. فون تريه به منظور تقويت اوضاع مالي كمپاني تازه تاسيسش اقدام به ساخت سري فيلمهايي تحت عنوان قلمرو يا همان Raget كرد اين سري فيلمها كه تنها دو قسمت از آن ساخته شد و بدليل مرگ هنرپيشه اصلي آن به قسمت سوم راه نيافت درباره بيمارستان ملي دانمارك ساخته شد.

سال 1995 سال پر فراز و نشيبي براي فون تريه بود. در آن سال مادرش كه در بستر مرگ بود فاش كرد كه پدر واقعي او كس ديگري است.اين مسئله صدمه روحي شديدي به فن ترير وارد آورد و وي را وادار به دست زدن به يك طغيان عليه خويش كرد تا جايي كه تغيير مذهب داد و كاتوليك شد. از سوي ديگر در سال 1995 كه مصادف با صد سالگي سينما بود، جلسات متعددي به بهانه ورود به سده دوم تاريخ سينما در ميان فيلمسازان برگزار مي شد. در يكي از اين جلسات فن ترير به روي صحنه رفت و به نمايندگي از گروهي موسوم به "دگما 95" مانيفست اين گروه را كه خود به همراه توماس وينتربرگ امضا كرده بود براي حضار قرائت كرد. از آنجايي كه يك مانيفست لحني انتقادي و هيجان انگيز دارد، لذا "دگما 95" خود را نه صرفاً يك گروه بلكه يك عمليات نجات مي خواند كه هدفش ايجاد نوعي توازن در سينما بود. اين جنبش كه همانند جنبش موج نو به سنت هاي مقدس سينما همچون "نماي اصلي"، "پيوستگي" و "نورپردازي كلاسيك" بهايي نمي دهد، يكي از شيوه هاي تاثيرگذار فيلمسازي را روش دوربين روي دست مي پندارد.

در سال 1996 لارس فون تريه شروع به ساخت سه گانه اي ديگر كه خود آنرا "قلب طلايي" مي خواند، كرد. نخستين قسمت از اين تريلوژي فيلمي بود تحت عنوان "شكستن امواج" كه يك بار ديگر جايزه ويژه هيئت داوران كن را در سال 96 براي وي به ارمغان آورد و همچنين نامزد دريافت نخل طلايي كن در همان سال شد. اين فيلم كه شايد عاطفي ترين فيلم فن ترير به حساب بيايد به تفسير قدرت عظيم عشق مي پردازد. فن ترير در ادامه سه گانه قلب طلايي فيلمي تحت عنوان "احمق ها" را در سال 1998 جلوي دوربين برد، اين فيلم نيز مانند آثار ديگر او نامزد دريافت نخل طلاي كن در سال 98 شد. "رقصنده در تاريكي" شاهكار بلامنازع و پر از لطافت فون تريه كامل كننده تريلوژي قلب طلايي بود و سرانجام نخل طلايي كن را در سال 2001 براي وي به ارمغان آورد. اين اثر فوق العاده تا جايي تاثير گذار است كه منتقدين درباره آن گفته اند: "رقصنده در تاريكي را كه مي بيني بايد بگذاري چند روزي بگذرد تا آتشت فرو بنشيند و اگر يادداشتي مي نويسي بيانيه اي احساسي در مدح و ثناي كارگردان آن و يا رساله اي پر سوز و گداز در شرح حال عاشقان و احساسات پاك بشري نباشد".

سال 2003 سر آغاز سه گانه اي ديگر براي فون تريه بود. به تصوير كشيدن اثري فلسفي يا بهتر بتوان گفت شاهكاري در نقد غرايز پست انسان به نام "داگ ويل" فون تريه را براي ششمين بار در صف نامزدهاي دريافت نخل طلايي كن قرار داد. سه گانه‌اي ديگر كه لارس آنرا "آمريكا، سرزمين فرصت هاي طلايي" ناميد و جمعي از منتقدان آنرا نقدي بر سياست هاي دولت آمريكا دانسته اند در حالي كه از نظر من اين تريلوژي كه تا كنون دو قسمت از آن ساخته شده، نقد كوبنده اي است بر پست ترين غرايز بشر در سراسر دنيا. در ابتدا قرار شد تا نیکول کیدمن كه در داگ ويل ايفاگر نقش اصلي بود در هر سه قسمت آن بازي كند تا بدين وسيله انسجام ميان سه قسمت رنگ و بوي ديگري بگيرد، اما به دليل سخت گيري هاي فون تريه در طول فيلمبرداري، او ترجيح داد تا قرارداد خود را با لارس فسخ كند و فون تريه مجبور شد تا براي "مندرلي" يا همان ادامه "داگ ويل" از برايس دالاس هاوارد براي بازي در نقشي كه كيدمن آنرا در داگ ويل بازي كرده بود، دعوت به كار كند. باز به داگ ويل برگرديم. شهر يا بهتر بگوييم شهركي كوچك در سرزمين آرزوهاي بزرگ. داگ ويل در واقع ابتداي راهي است كه فن ترير براي شناخت مردم و محيط پيرامونش انتخاب كرده، سفري كه شايد بتوان آنرا با طي طريق بزرگاني چون بودا و يا ويل آريل دورانت مقايسه كرد. اگر داگ ويل را مينياتوري از جامعه بدانيم آنگاه فيلم نزديكي عجيبي با نظرات ميشل فوكو فيلسوف مشهور فرانسوي پيدا مي كند. فوكو در كتاب "تاريخ جنون" بيان مي كند كه قدرت همواره رژيمي از مرز گذاري است و نشان مي دهد كه ابتدا جذاميان مورد طرد بشر بوده اند و سپس مجرمان و در نهايت ديوانگان و همين بيان را با تسامح در فيلم فون تريه نيز مي توان ديد.

فون تريه پس از گذشتن از داگ ويل به مزرعه اي در آلاباما به نام مندرلي مي رسد،شهركي كه عليرغم اينكه هفتاد سال از انقضاي قانون برده داري مي گذرد، هنوز در آن نظام ارباب و برده داري رعايت مي شود . مندرلي ادامه راه و يا شايد بتوان گفت كه آينده داگ ويل است. آينده‌اي كه تفاوتي با گذشته خود ندارد. شهروندان مندرلي و داگ ويل مشابه يكديگرند اما واشنگتون، پايتخت سرزمين آرزوها، مقصد نهايي فون تريه در اين سير و سلوك فيلسوفانه است كه قرار است در سال 2007 و همزمان با انتخابات رياست جمهوري آمريكا به اكران عمومي در آيد. با اينكه اين فيلم هنوز در حال فيلمبرداري است و هيچ گزارشي از داستان آن چاپ نشده است، اما مي توان حدس زد كه در واشنگتون كه نمادي از شهرهاي متمدن و مدرن امروز دنياست نيز همان آدم نماهاي داگ ويل و مندرلي زندگي مي كنند بدون اينكه اندك تغييري در احوال آنها ايجاد شده باشد چراكه طبع بشر از ازل پست و كثيف بوده است.


فیلم شناسی (کارگردان)

واشنگتون (2007) / براي هر نفر يك سينما (2007) يك اپيزود / رئيس كل (2006) / مندرلي (2005) / داگ ويل: راهنما (2003) فيلم ويدئويي / پنج ممنوعه (2003) / داگ ويل (2003) / D-dag Editors-cut (2001) فيلم تلويزيوني / رقصنده در تاريكي (2000) / D-dag (2000) فيلم تلويزيوني / D-dag Lise (2000) فيلم تلويزيوني / احمق ها (1998) / قلمرو 2 (1997) سريال تلويزيوني / شكستن امواج (1996) / قلمرو (1994) سريال تلويزيوني / اروپا (1991) / مده آ (1988) سريال تلويزيوني / اپيدميك (1987) / عنصر جنايت (1984) / تصوير رهايي (1982) فيلم كوتاه / آخرين جزئيات (1981) فيلم كوتاه / شبانه (1980) فيلم كوتاه / باغبان اركيده (1977) فيلم كوتاه / چرا از چيزي فرار ميكني كه ميداني نمي تواني از آن فراركني (1970) فيلم كوتاه


فيلم شناسي (نويسنده)

واشنگتون (2007) / اريك نيچه (2007) / رئيس كل (2006) / مندرلي (2005) / وندي عزيزم (2005) / سلطنت بيمارستان (2004) / داگ ويل: راهنما (2003) / پنج ممنوعه (2003) / داگ ويل (2003) / رقصنده در تاريكي (2000) / نمايش دهنده (2000) / احمق ها (1998) / قلمرو 2 (1997) / شكستن امواج (1996) / ماراتن (1996) / قلمرو (1994) / اتاق معلم (1994) / اروپا (1991) / مده آ (1988) / اپيدميك (1987) / عنصر جنايت (1984) / تصوير رهايي (1982) / آخرين جزئيات (1981) / شبانه (1980) / باغبان اركيده (1977) / چرا از چيزي فرار ميكني كه ميداني نمي تواني از آن فراركني (1970)


فيلم شناسي (تهيه كننده)

همه چيز درباره آنا (2005) / رؤياي اروپا (2004) / سلطنت بيمارستان (2004) / بسوي جنوب (2004) / قايق سواري در بالاي جهان (2000) / ايتاليايي هاي تازه كار (2000) / مردان داغ، پسران سرد (2000) / زندان صورتي (1999) / وفاداري (1999)


فيلم شناسي (فيلمبردار)

احمق ها (1998) / باغبان اركيده (1977)


فيلم شناسي (تدوين گر)

اپيدميك (1987) / باغبان اركيده (1977)


فيلم شناسي (سازنده Soundtrack)

رقصنده در تاريكي (2000) / اروپا (1991)


جوایز و افتخارات

نامزد: بهترین ترانه ارژينال (رقصنده در تاريكي / 2001)

نامزد: بهترین ترانه ارژينال (رقصنده در تاريكي / 2001)

نامزد: جايزه نخل طلايي (مندرلي / 2005)

نامزد: جايزه نخل طلايي (داگ ويل / 2003)

برنده: جايزه نخل طلايي (رقصنده در تاريكي / 2000)

نامزد: جايزه نخل طلايي (احمق ها / 1998)

نامزد: جايزه نخل طلايي (شكستن امواج / 1995)

برنده: جايزه ويژه هيئت داوران (شكستن امواج / 1995)

نامزد: جايزه نخل طلايي (اروپا / 1991)

برنده: جايزه ويژه هيئت داوران (اروپا / 1991)

برنده: جايزه بهترين دستاورد هنري (اروپا / 1991)

برنده: جايزه ويژه تكنيكي (اروپا / 1991)

نامزد: جايزه نخل طلايي (عنصر جنايت / 1984)

برنده: جايزه ويژه تكنيكي (عنصر جنايت / 1984)

نامزد: بهترين فيلم اروپايي (داگ ويل / 2004)

برنده: بهترين فيلم اروپايي (رقصنده در تاريكي / 2001)

نامزد: بهترين فيلم اروپايي (شكستن امواج / 1997)

نقل قول های شخصی:

يك فيلم خوب بايد همچون ريگي در كفش شما را اذيت كند.

اساساً از هر چيزي در زندگي مي ترسم به غير از فيلمسازي.

فيلمهاي من در مورد ايده‌آل‌هايي است كه در زندگي با آنها برخورد مي كنيم.

اگر خلقت آفرينش توصيف ناپذير است، چرا خدا بايد از ما بخواهد كه در برابرش زانو بزنيم؟

من با سياست هاي دولت آمريكا مخالفم و اين بدان معني نيست كه من ضد آمريكاي ام.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 18:4  توسط مصطفی  | 

ویتاکر

پدر ویتاکر یک رمان نویس و مادرش یک معلم بود. او از بچگی دچار بیماری بینایی امبلیوپیا بود که به تنبلی چشم مشهور است. فارست یکی از 4 فرزند خانواده‌اش بود و فوتبال آمریکایی بازی می‌کرد. بعدها او در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در بخش هنرستان موسیقی به عنوان دانشجوی تنور اپرا پذیرفته شد و پس از آن نیز در بخش درام هنرستان هنرهای زیبا تحصیلاتش را ادامه داد. سال 1982 نیز از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.


اولین نقش قابل ذکرش، بازی در فیلم کمدی خشن «روزهای سریع در رمینگتون های» بود که در کنار نیکلاس کیج و شان پن در سال 1982 و در نقش یک فوتبالیست ظاهر شد. پس از آن در چندین فیلم بسیار مهم دهه 80 بازی کرد. «جوخه» ساخته الیور استون، «صبح بخیر ویتنام» با بازی رابین ویلیامز و بازی تاثیرگذارش در یک صحنه فیلم «رنگ پول» ساخته مارتین اسکورسیزی و با بازی پل نیومن و تام کروز در نقش یک بازیکن ساده‌وضع بیلیارد از جمله این فیلم‌های مهم بودند. اما به احتمال فراوان مهم‌ترین و تاثیرگذارترین نقشش را در سال 1988 و در فیلم «پرنده» ساخته کلینت ایستوود ایفا کرد. او در این فیلم زندگینامه‌ای نقش چارلی پارکر اسطوره موسیقی جاز را بازی کرد و جایزه بهترین بازیگر مرد را از جشنواره کن ربود و برای جایزه گلدن گلاب نامزد دریافت جایزه شد. ابتدا قرار بود که ویتاکر فیلم زنده‌ای براساس داستان‌های مصور بیل کازبی «آلبرت چاقه» نوشته و کارگردانی کند اما اختلافات او با کازبی باعث شد که تولید را رها کند.
در سال‌های دهه 90 بیشتر به تهیه‌کنندگی و کارگردانی روی آورد اما بازیگری را هم در این سال‌ها رها نکرد. او در فیلم «آشوب در هارلم» هم ایفای نقش کرد و هم در تهیه فیلم همکاری کرد. در یک فیلم تلویزیونی به نام «در به در» با بازی ویلیام اچ میسی در نقش تهیه‌کننده اجرایی کار کرد و جایزه امی را برد. در سال 93 یک فیلم تلویزیونی برای اچ بی او ساخت و پس از آن هم اولین فیلم بلند سینمایی‌اش را با نام «در انتظار برون‌فکنی» در سال 1995 کارگردانی کرد که مورد تحسین واقع شد. او ویدیوی ویتنی هیوستون برای موسیقی همین فیلم با نام «شوپ شوپ» را هم کارگردانی کرد. یک سال پیش از این در «باد برده» بازی کرد که همین‌جا بود که با همسرش کیشا آشنا شد و ازدواج کرد. در سال 1998 فیلم «کشتی‌های امید» و در 2004 یک کمدی رمانتیک با نام «اولین دختر» ساخت که در آن کتی هولمز و مایکل کیتون بازی می‌کردند.
ویتاکر در میان این سال‌ها و در سال 2001 در فیلم کوتاه وونگ کار وای برای تبلیغات کارخانجات معتبر اتومبیل سازی بی ام و با نام «تعقیب» بازی کرد و یک فصل/44 قسمت از سری تلویزیونی کلاسیک راد سرلینگ، «منطقه گرگ و میش» به عنوان گوینده کار کرد. در سال 2006 در مجموعه‌های تلویزیونی زیادی ظاهر شد.
در تمامی این سال‌ها‌ بازیگری را رها نکرد و در نقش‌های مکمل فیلم‌های «خاطرات یک آدمکش»، «دشمن درون»، «ترانه جیسون»، «انواع»، «دود»، «پدیده»، «جنگ زمین»، «تفنگ آمریکایی» و فیلم‌های مهمتری مثل «بازی غمبار»، «Prêt-à-Porter» ساخته رابرت آلتمن، «اتاق وحشت» ساخته دیوید فینچر با بازی جوی فاستر و «باجه تلفن» جوئل شوماخر با بازی کالین فارل در نقش اصلی را هم در پرونده‌اش ثبت کرد. فیلم دیگری که نقش مهمی برای ویتاکر به شمار می‌آمد فیلم سال 1999 جیم جارموش «گوست داگ:مرام سامورایی» بود که بازی درخشانی در نقش یک آدمکش با مرام سامورایی‌های کهن ژاپنی ارائه کرد.
اما ویتاکر برای بازی در فیلم آخرش، «آخرین پادشاه اسکاتلند» در نقش ایدی امین خیلی سختی‌ها را متحمل شد. 50 پوند به وزنش اضافه کرد و نواختن آکاردئون را یاد گرفت. مطالعات زیادی هم انجام داد. کتاب‌هایی درباره امین خواند و اخبار و فیلم‌های مستند او را نگاه کرد و حدود سه ماه و نیم را در اوگاندا به ملاقات با دوستان امین، خویشاوندانش، افسرانش و قربانیانش گذراند. همچنین سواهیلی یاد گرفت و به لهجه آفریقای شرقی امین هم مسلط شد. تمامی این سختی‌ها و مصیبت‌هایی که به جان خرید نتیجه داد و برای بازی در این فیلم جوایز اسکار، گلدن گلاب، انجمن بازیگران، بافتا و تحسین‌های منتقدان نیویورک و لس‌‌آنجلس و انجمن ملی منتقدین را بدست آورد.
او امسال مشغول بازی در فیلم‌های «هوایی که تنفس می‌کنم» و «تاثیر موجی» بازی می‌کند. فیلم‌های «نقطه برتری»، «جایی که چیزهای وحشی وجود دارند» و «مخلوقات بالدار» که قرار است او در آن‌ها حضور داشته باشد نیز در مرحله پیش‌تولید قرار دارند.

گفته‌ها :
- می‌توانم نقش یک آدم مطرود را بازی کنم. اما هنوز در داخل او برای یافتن روزنه‌ای برای ارتباط می‌گردم. اگر بتوانم این هسته را پیدا کنم تماشاگران با من ارتباط برقرار خواهند کرد.
- (درباره حضورش در «اتاق وحشت») مردانی که در این فیلم بودند یک روز با هم بازی می‌کردند و روز دیگر جودی (فاستر) بازی داشت. ما به ندرت با هم کار می‌کردیم و این موجب شد چند آدم را بشناسم. طبق برنامه‌ریزی کمتر صحنه‌ای بود که همه ما باهم بازی داشته باشیم. نکته‌ مهم در این فیلم این بود که باعث شد به بعضی افراد بیشتر نزدیک بشویم به این خاطر که تولید خیلی طولانی شد. این طولانی‌ترین زمان فیلمبرداری بود که من تا به حال داشته‌ام. حدود 145 روز طول کشید. تازه قبل از آن هم تمرینات آماده سازی داشتیم. این برنامه‌ریزی شده ترین فیلمی بود که تا به حال در آن مشارکت داشته‌ام.
- (درباره ورودش به عرصه بازیگری) در دوران دبیرستان چند موزیکال کار کردم اما تا زمان دانشکده هرگز بازی نکردم. من اپرا می‌خواندم، آوای کلاسیک و یک استاد سخنرانی از من خواست که برای این تئاتر آزمایش بدهم. خود او بود که کمک کرد که به دانشکده هنرهای زیبا راه پیدا کنم و به عنوان یک خواننده کار کنم و بعد از آن در دانشکده بازیگری پذیرفته شدم. یک واسطه مرا دید و سال قبل از آن که به دانشکده هنرهای زیبا بروم و وقتی در مدرسه بودم شروع به کار کردم. و کارم گرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 17:59  توسط مصطفی  | 

هافمن

درست برعكس خودش كه روحيه پرشور و پرانرژي اي دارد، هميشه نقش آدمهاي رنج كشيده را بازي مي كند. چهره پرحرارت و عميقي دارد و كمتر پيش آمده كه يك نقش تك بعدي را انتخاب كند و در سطح، بازي داشته باشد. چهره اش در اغلب فيلمها دو بعد و دو وجه متفاوت داشته كه البته وجه دروني آن هميشه جذاب تر بوده است.
«داستين لي هافمن» در هشتم اوت 1937 در لس آنجلس به دنيا آمد. پدرش يك طراح مبلمان روسي الاصل و مادرش يك هنرپيشه آماتور تئاتر بوده است.

هيچ كس پيش از ورود او به
سينما فكر نمي كرد كه با اين چهره و جثه نحيف و بيني بزرگ بتواند به يكي از محبوبترين بازيگران صاحب سبك آمريكا تبديل شود. خودش مي گويد كه در اواخر دهه 60 همراه با جين هاكمن و رابرت دووال تصميم گرفته كه سينما را به صورت حرفه اي ادامه بدهد.
شروع فعاليت داستين در
سينما با اوج دوران بازيگري كلينت استوود، رابرت دنيرو و آل پاچينو همزمان بوده اما از طرف ديگر شرايط ورود جوانان به عرصه بازيگري فراهم بود.
در اين دوران فعاليت
بازيگري براي شخصي مثل هافمن- با آن فيزيك و هيكل خاص- بيش از هر زمان ديگري ايده آل به نظر مي رسيد.

داستين بازيگري را شروع كرد و در هر نقشي به بازيگري پرداخت. از يانكي عجيب و غريب «بزرگمرد كوچك» تا شخصيت زن نماي «توتسي»، جوان ولگرد «كابوي نيمه شب»، مرد مستأصل «كرايمر عليه كرايمر» و دونده به انتها رسيده «ماراتن من»، جوان سرگشته «فارغ التحصيل» و بعدها «تمام مردان رئيس جمهور» و «شهر ديوانه» و ... همه و همه نقشهاي متفاوتي بودند كه هافمن به زيبايي در آنها به ايفاي نقش پرداخت و واقعاً هم موفق نشان داد.
اوج دوران
بازيگري «داستين هافمن» را بايد در دهه 70 جستجو كرد. او در اين سالها به همراه دنيرو و آل پاچينو عرصه بازيگري دوران خود و البته آينده را تسخير كرده بودند.
داستين هافمن در همين دوران توانست دو بار جايزه اسكار
بازيگري مرد را دريافت كند. او يك بار در سال 1979 براي فيلم «كرايمر عليه كرايمر» اسكار گرفت و يك بار هم در سال 1988 با فيلم «مرد باراني» اسكار بهترين بازيگر مرد را دريافت كرد.البته بايد چهار بار نامزدي دريافت اسكار را هم جزو افتخارات كارنامه او به حساب آورد. هافمن در سال 1967 با فيلم «فارغ التحصيل» در 1999 با «كابوي نيمه شب» در سال 1974 با «لني» و در 1982 با فيلم «توتسي» نامزد دريافت جايزه اسكار شد.

«داستين هافمن» درست بعد از دريافت دومين اسكار
بازيگري مدت زماني دچار ركود كاري شد و تا چند وقت هيچ نقش تأثيرگذار و بحث برانگيز ديگري را بازي نكرد. تا اينكه بعد از مدتها در فيلم «شهر ديوانه» گوستا و گاوراس يك بار ديگر توجه تماشاگران و منتقدان سينما را به خود جلب كرد.
كارهاي متعدد و موفقيتهاي پياپي، وكيل مدافع خسته از زندگي و بي هدف
فيلم «تسويه حساب» را خسته كرده بود. به همين خاطر هافمن يك دوره سه ساله را در بيكاري گذراند و هيچ پروژه اي را براي بازيگري نپذيرفت. خود هافمن خانه نشيني اين دوران را اعتراض به نحوه توليد فيلمها و بازاريابي شان در هاليوود عنوان كرد و به گونه اي معترضانه در برابر دلال بازيهاي اين سينما موضع گرفت.
هافمن بعد از سه سال دوري از
سينما سرانجام با قبول نقشي در فيلم «راه مهتاب» دوباره به بازيگري و سينما روي آورد. او در سالهاي اخير هميشه بازي متعادلي داشته است. او در اين سن و سال بيش از هر چيز به نقشي چالش برانگيز مي انديشد كه پايان خوشي بر چهل سال حضورش به عنوان بازيگر سينما بشود. با اين وجود او همچنان درصدد تجربه هاي تازه است. به عنوان مثال هميشه دوست دارد نقشي را در تجربه هاي بلند پروازانه سينماگران هندي داشته باشد.
فيلم «سگ را بجنبان» در سال 1997 يك بار ديگر توانايي اين بازيگر كهنه كار را به اثبات رساند. او با تسلط فوق العاده اش نقش مشاور سياسي اين فيلم را به خوبي ايفا كرد.
داستين هافمن 70 ساله اكنون بعد از چهار دهه فعاليت
حرفه اي در زمينه بازيگري، گزيده تر و سنجيده تر از پيش به انتخاب نقش مي پردازد. هافمن در سال 2004، پنج فيلم در 2005، سه فيلم و در سال 2006 نيز، سه فيلم را روي پرده سينماها داشته است.او مي گويد: دوست دارم به هر طريقي كه شده از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگيري كنم. در اين سن و سال ديگر مايل نيستم با اندوه زندگي كنم؛ اما مشكلات را به عنوان بخشي از زندگي ام پذيرفته ام.
هافمن از شرايط نه چندان مساعد
سينماي امروز به عنوان مانعي براي رشد استعدادها و خلاقيتهاي بازيگران ياد مي كند و مي افزايد: ما در جواني تصميم داشتيم تا با يك شركت تئاتري كوچك قرارداد خوني امضا كنيم و تا ابد براي آنها روي صحنه برويم.اما اين طور شروع كرديم و اكنون با وجود همه اين جوايزي كه دريافت كرده ام و با اينكه در اين دوران سالخوردگي ديگر انرژي جواني ام را ندارم؛ اما هنوز شور و شوق تجربه كردن در اين حرفه را دارم و به نقشهاي پيشنهادي فكر مي كنم. تا زماني كه اين احساس در من هست با تلاش تمام ادامه مي دهم و مطمئن باشيد روزي كه اين احساس ديگر وجود نداشته باشد، داستين هافمن نيز وجود نخواهد داشت.
منبع : سينماي حرفه اي جهان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 17:55  توسط مصطفی  | 

هیچکاک

از ۱۸۹۹ تا ۱۹۸۰
کارگردان انگليسی و استاد
فيلمهای ترسناک و هيجانی


بهترين
فيلمها :

 Blackmail سال ۱۹۲۹ - Murder سال ۱۹۳۰ - Rich and Strange سال ۱۹۳۲ - مردی که زياد می دانست سال ۱۹۳۴ - سی و نه پلکان سال ۱۹۳۵ - Sabotage سال ۱۹۳۶ - Secter Agent سال ۱۹۳۶ - Young and Innocent سال ۱۹۳۷ - Lady Vanishes سال ۱۹۳۸ - Jamaica Inn سال ۱۹۳۹ - Foreign Correspondent سال ۱۹۴۰ - ربکا سال ۱۹۴۰ - آقا و خانم اسميت سال ۱۹۴۱ - Suspicion سال ۱۹۴۱ - Saboteur سال ۱۹۴۲ - Shadow of Doubt سال ۱۹۴۳ - Lifeboat سال ۱۹۴۴ - Spellbound سال ۱۹۴۵ - Notorious سال ۱۹۴۶ - Paradine Case سال ۱۹۴۷ - Rope سال ۱۹۴۸ - Under Capricorn سال ۱۹۴۹ - Stage Fright سال ۱۹۵۰ - Strangers on a Train سال ۱۹۵۱ - I Confess سال ۱۹۵۳ - Dial M for Murder سال ۱۹۵۴ - Rear Window سال ۱۹۵۴ - Trouble with Harry سال ۱۹۵۵ - To Catch a Thief سال ۱۹۵۵ - مردی که زياد می دانست سال ۱۹۵۶ - مرد عوضی سال ۱۹۵۶ - Vertigo سال ۱۹۵۸ - North by Northwest سال ۱۹۵۹ - روانی سال ۱۹۶۰ - پرندگان سال ۱۹۶۳ - Marnie سال ۱۹۶۴ - Torn Curtain سال ۱۹۶۶ - Topaz سال ۱۹۶۹ - Frenzy سال ۱۹۷۲ - Family Plot سال ۱۹۷۶

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 17:49  توسط مصطفی  | 

فیلموگرافی باستر کیتون

BUSTER KEATON از ۱۸۹۵ تا ۱۹۶۶

کمدين و کارگردان فيلمهای صامت

بهترين فيلمها :

One Week سال ۱۹۲۰ - Playhouse سال ۱۹۲۱ - Boat سال ۱۹۲۱ - Cops سال ۱۹۲۲ - Our Hospitality سال ۱۹۲۳ - Three Ages سال ۱۹۲۳ - Balloonatic سال ۱۹۲۳ - Navigator سال ۱۹۲۴ - Sherlock Jr سال ۱۹۲۴ - Go West سال ۱۹۲۵ - Seven Chances سال ۱۹۲۵ - Battling Butler سال ۱۹۲۶ - College سال ۱۹۲۷ - General سال ۱۹۲۷ - Cameraman سال ۱۹۲۸ - Steamboat Bill سال ۱۹۲۸ - Spite Marriage سال ۱۹۲۹

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 17:47  توسط مصطفی  | 

رادکلیف

بيوگرافي و زندگی نامه دنیل رادکلیف

دنیل رادکلیف


نام كامل: دنیل جیکوب رادکلیف (Daniel Jacob Radcliffe)

نام کوچک (Nickname): دن
قد: یک متر و هفتاد سانتی متر

زندگی نامه:

دنیل جیکوب رادکلیف در 23 جولای 1989 (اول مرداد 1368) از "آلان رادکلیف" و "مارشا گره شم" به دنیا آمد. او اولین بازی زندگی خود را در تئاتری در دبستانش ایفا کرد. خیلی زود برای نقش دیوید کاپرفیلد (سال 1999، مجموعه تلویزیونی) در نقش کودکی دیوید کاپرفیلد انتخاب شد. دو سال بعد در خیاط پاناما (سال 2001) در نقش پسر هری و لویزا پندل (جفوری راش و جیمی لی کورتیس) بازی کرد. لی کورتیس به مادر دنیل پیشنهاد داد که دن می تواند در نقش خود هری پاتر بازی کند. چندی بعد دنیل به عنوان نقش هری پاتر توسط کارگردان فیلم اول، کریس کلمبوس انتخاب شد و اولین فیلم هری پاتر به نام هری پاتر و سنگ جادو را در 16 نوامبر 2001 (25 آبان 1380) اکران شد. توسط این فیلم بود که دنیل جهانی شد و بعد از آن هم تا به امروز در تمام فیلم های هری پاتر حضور داشته است.
بعد از شهرت بزرگ و جهانی دنیل، او همچنان به زندگی معمولی خود ادامه می دهد و دوستان خوبی را در حین بازی فیلم های هری پاتر مثل روپرت گرینت و اما واتسون برای خود پیدا کرده است.

فيلم ها و دستمزدها :
هری پاتر و محفل ققنوس (2007) $14,000,000
هری پاتر و جام آتش (2005) $11,000,000
هری پاتر و تالار اسرار (2002) $3,000,000
هری پاتر و سنگ جادو (2001) $250,000
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 17:41  توسط مصطفی  | 

شون پن

بيوگرافي و گالري عكس شون پن

شون پن SEAN PENN


وی در 17 آگوست 1960 در شهر بربانک کالیفرنیا به دنیا آمده. وی علاوه بازیگری کارگردانی هم می کند . در چندین دوره در نامزد جایزه بوده ولی برایش نافرجام بوده است بار اول در سال 1983 به خاطر فیلم مک گورن و بار دوم 1984 فیلم جدایی.

همسر اول وی مدوونا بوده که در 16 آگوست 1985 ازدواج کردند و 1989 طلاق گرفتند.

جوئل کلیچر (خواننده)

رابین رایت پن(هنرپیشه) ازدواج 27 اپریل 1996 تاکنون

بيوگرافي و گالري عكس شون پن

شون پن SEAN PENN


اما در مورد خانواده وی :

پدرش لئو پن (بازیگر ، کارگردان) که در لیست سیاه جای داشت در 5 سپتامبر 1998 در گذشت.

مادر : الین رایت (هنرپیشه)

برادر : کریستفر پن (بازیگر ) مایکل پن ( موزیسین ، بازیگر )

فرزندان: وی یک دختر و پسر دارد که هر دو ازرابین رایت پن می باشند نام دختر وی فرانسیس پن است که در 13 آپریل 1991 به دنیا آمده است و پسرش هوپر جک پن متولد 6 آگوست 1993 که نامش را بر اساس دو بازیگر هوپر و جک نیکلسون رابین رایت انتخاب کرد.

جوایز :خرس نقره ای جشنواره برلین به بهترین بازیگر مرد برای راه رفتن مرد مرده(1995) جشنواره کن به عنوان بهترین بازیگر مرد برای فیلم او خیلی دوست داشتنی است (1997) گلدن کلوب و جایزه اسکار به عنوان بهترین بازیگر مرد در رودخانه مرموز در سال 1998 و 2004

بيوگرافي و گالري عكس شون پن

شون پن SEAN PENN



تحصیلات وی بازیگری به همراه یک فوری در دوره های آموزشی مخصوص.

عضویت در گروه نمایش لوس آنجلس کالیفرنیا.

اولین فیلم: نقش کوتاه در یک کار تلویزیونی به نام قانون هلینگر بود (1981) اما اولین کار سینمایی اش در فیلم Taps بود (1981)

به یاد ماندترین کار وی نقش میتو پونکلت در فیلم راه رفتن مرد مرده می باشد.

و دستمزد وی برای فیلم من سام هستم 5 میلیون دلار بود

گالري عكس وي

بيوگرافي و گالري عكس شون پن

شون پن SEAN PENN


بيوگرافي و گالري عكس شون پن

شون پن و برادارن كوئين


بيوگرافي و گالري عكس شون پن

شون پن و رفسنجاني


بيوگرافي و گالري عكس شون پن

شون پن و فاطمه معتمد آريا


بيوگرافي و گالري عكس شون پن

شون شن در فيلم من سام هستم


بيوگرافي و گالري عكس شون پن

شون پن SEAN PENN


بيوگرافي و گالري عكس شون پن
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 17:38  توسط مصطفی  | 

استالونه


محل تولد:امریکا
سال تولد:1946
سیلوستر استالونه:
محل تولد:امریکا
سال تولد:1946
همسر:جنیفر فلاوین تالیتا شر
فرزندچهارم خانواده
جوایز:کاندیداسکار97
کاندید کره ی طلایی77
کاندید بریتیش
اکادمی87
گزیده ایی از فیلم ها:پلیس اباد97-مورچه ی زی صدش98-روشنایی روز 96-قاضی درد95-ادم کش ها 95-متخصص94-صخره نورد93-اسکار91-راکی(4)90-تانگو کش89-رامبو(3)88-کبرا86-اولین خون(3)85
فیلمه پر فروش بالای 100 ملیون:4
فیلم های نقش اول:28مجمع فیلم های بازی شده:34
متوسط فیلم فروش هر فیلم :44.279
متوسط فروش 10 فیلم اخر:44.485
مجموع فروش همه ی فیلم ها:1.330.470

زندگي استالونه
(سيلوستر گاردنز استالونه) متولد ششم جولاي 1946 بازيگر، كارگردان، تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس آمريكايي است كه اغلب با نام مستعار (اسلاي( )آب زيركاه) ناميده مي‌شود. او بيشترين موفقيت خود را مديون سري فيلم‌هاي اكشن (راكي) و (رمبو) مي‌باشد. لبخند استهزاءآميز، چشمان تنبل و گويش خاص او كه برخي حروف را ادا نمي‌نمايد نتيجه فلج شدن سمت چپ صورتش به هنگام تولد مي‌باشد.استالونه در نيويورك‌ ‌سيتي به دنيا آمد. پدرش فرانك استالونه مي‌باشد و مادرش ژاكلين (ژاكي) لابوفيش فالگير است. پدر استالونه يك مهاجر سيسيلي است و مادرش آمريكايي مي‌باشد ولي يكي از مادربزرگ‌هاي مادري استالونه اوكرايني‌تبار است. وقتي پانزده ساله بود هم‌كلاسي‌هايش مي‌گفتند در بين بچه‌ها از همه بيشتر احتمال موفقيت دارد. در دهه شصت وارد دانشگاه ميامي شد و سه سال در آنجا درس خواند ولي پس از آن تحصيل را رها كرد و به بازيگري روي آورد. اولين كار سينمايي او بازي در فيلم (مهماني در خانه كيتي و استاد) بود كه در آن هم صحنه‌هاي اكشني به چشم مي‌خورد. بعدها وقتي استالونه به موفقيت‌هاي زيادي دست يافت و به شهرت رسيد، سازندگان اين فيلم آن را با نام جديد (مرد ايتاليايي( )اشاره به نام مستعار راكي بالبوآ) روانه بازار كردند.

بيوگرافي سیلوستر استالونه


نقش‌هاي اوليه او مختصر و كوتاه بودند. از جمله آنها مي‌توان به فيلم (موزها)1971( ) ساخته (وودي‌آلن)، (كلوت)1971( ) و (مالكان فلت بوش)1974( ) اشاره كرد. در سال 1975 در فيلم‌هاي (خداحافظ كاپون)، (مسابقه مرگ )2000 و سريال‌هاي (داستان‌هاي پليس) و (كوجاك) بازيگر نقش دوم بود. اولين فيلم (راكي) در سال 1976 ساخته و برنده جايزه بهترين فيلم شد.
يك شب براي ديدن مسابقه بوكسور معروف آن زمان (علي چاك ونپر) رفته بود. همان شب به محض رسيدن به خانه قلم و كاغذ برداشت و نوشتن فيلمنامه (راكي) را شروع كرد و آن را سه روزه به پايان رساند. سپس سعي كرد فيلمنامه خود را بفروشد و تصميم داشت خودش نقش اول را بازي نمايد ولي كارگردان و تهيه‌كننده مايل بودند (برت رينولد) و يا (جيمزكان) آن نقش را ايفا نمايند. اما استالونه بالاخره موفق شد آنها را متقاعد كند و نتيجه اين شد كه (راكي) برنده ده جايزه آكادمي فيلم شد كه دو تا از اين جوايز به خود او تعلق گرفت. يكي به عنوان بهترين هنرپيشه و ديگري بهترين فيلمنامه.در ميان بهترين قهرمانان فيلم‌هاي هاليوود نام استالونه در نقش (راكي بالبوآ) پس از گريگوري پك (آتيسوس فينچ)، هريسون فورد (اينديانا جونز)، شون كانري (جيمزباند)، هامفري بوگارت (ريك بلين)، گاري كوپر (ويل كين) و جودي فاستر (كلاريس استارلينگ)، در مقام هفتم قرار دارد.


يك هنرپيشه جدي
بعد از اين‌كه با اكران فيلم (راكي) محبوبيت استالونه جهاني شد، (روجر ابرت) منتقد سينماي هاليوود اظهار داشت كه او مي‌تواند مارلون براندوي ثاني باشد زيرا هنرپيشه‌اي جدي است. هر چند كه استالونه ديگر چنين لقب‌هايي به دست نياورد ولي هميشه محبوب دوستداران فيلم‌هاي اكشن بود. به جز (راكي) و سه فيلم (رمبو)، استالونه در فيلم (سرزمين پليس) كه در آن با (رابرت دنيرو) و (ري ليوتا) هم بازي بود، مورد تشويق و تحسين همگان قرار گرفت ولي اين فيلم فروش بالايي نداشت. او كارگرداني را با فيلم (كوچه بهشت) در سال 1978 آغاز كرد و فيلمنامه‌نويس و بازيگر آن نيز بود. پس از آن فيلم‌هاي (تب شنبه شب)، (زنده ماندن) و (راكي 2، 3 و)4 و (راكي بالبوآ) را كارگرداني كرد.

بيوگرافي سیلوستر استالونه


زندگي خانوادگي

خانواده استالونه شامل برادرش (فرانك جونيور استالونه) خواننده و بازيگر سابق، مادرش ژاكلين استالونه كه يك فالگير بود و پسرش (سيج استالونه) كه در فيلم (راكي)5 در نقش پسر او بازي كرد، مي‌باشد.استالونه سه بار ازدواج كرده است. همسر اولش (ساشاچاك)1974- 1985( ) بود. او در نگارش فيلمنامه (راكي) كمك‌هاي شاياني به استالونه كرده است و يك عكاس نيز بود. وقتي تست بازيگري داد براي بازي در نقش اول فيلم play it as it lays انتخاب شد ولي استالونه به او اجازه خروج از نيويورك را نداد و بهانه‌اش هم اين بود كه براي تايپ فيلمنامه‌هايش به او نياز دارد.همسر دوم استالونه (بريجيت نيلسون)1985-1987( ) نام داشت كه در فيلم (راكي )4 با استالونه هم‌بازي بود. ازدواج اول بريجيت با (كاسپر ونيرنيگ) موزيسين دانماركي بود. او پس از جدايي از استالونه نيز با (مارك گاستينو) فوتباليست آمريكايي نامزد شد و يك پسر از او دارد. بريجيت پس از آن با (سباستين گوپلند) كارگردان و عكاس كه پسرعموي (اوراندوبلوم) بود عروسي كرد و در ماه مارس 2005 و در ازدواج پنجم خود با (ماتيا دسي) يك كافهدار 28 ساله ايتاليايي پيوند زناشويي بست. ولي اين ازدواج هيچ‌گاه رسمي قلمداد نشد زيرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود.
همسر سوم استالونه كه همسر فعلي او نيز مي‌باشد، (جنيفر فليون) نام دارد كه در سال 1997 با وي ازدواج كرد. جنيفر كه بسيار جوان‌تر از سيلوستر استالونه مي‌باشد در چهارده اگوست سال 1968 در شيكاگو به دنيا آمده است. او دو خواهر هنرپيشه به نام‌هاي (جولي و تريشيا فليون) دارد و مدرك دانشگاهي وي در رشته اقيانوس‌شناسي مي‌باشد. استالونه پنج فرزند دارد. پسر ارشد او (سيج استالونه) و پسر دومش (سرجو) فرزندان (ساشا چاك) هستند و در سال‌هاي 1976 و 1979 به دنيا آمدند. دختران استالونه (سوفيا رز) كه بيماري قلبي مادرزادي دارد و يك سوراخ در قلب اوست، (سيستين رز) و (اسكارلت رز) فرزندان مشترك او و جنيفر فليون مي‌باشند كه به ترتيب در سال‌هاي 1996، 1998 و 2002 متولد شدند. او و فليون كه يك آمريكايي ايرلندي است در قصر (بلنهايم) واقع در (آكسفورد شاير) انگلستان ازدواج نمودند. اين قصر محل تولد (وينستون چرچيل) نيز مي‌باشد.
از نكات قابل توجه زندگي خصوصي استالونه اين است كه او به همراه (بروس ويليس) و (آرنولد شوارتزنگر) مالك رستوران‌هاي (پلنت هاليوود) بودند ولي اين اواخر شوارتزنگر سهم خود را فروخت. استالونه فعاليت‌هاي سياسي نيز داشته است ولي براي يك جناح خاص كار نمي‌كند و تاكنون هم به نفع كانديداهاي جناح دموكرات تبليغ كرده است و هم به نفع كانديداهاي جناح جمهوري خواه.
منبع : سينماي حرفه اي جهان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 17:34  توسط مصطفی  | 

رابرتز

او که در اواخر دهه 60 متولد شده اصالتی جورجیایی دارد ، اما در یک محیط هنر شناس رشد کرد. متولد 28 اکتبر 1968 در اسمیرنا که والدینش عاشق بازیگری بودند و همین باعث شد تا هر دو فرزند خانواده یعنی جولیا و اریک شوق ذوق بازیگری را از همان کودکی نشان بدهند اریک زودتر از او وارد صنعت سینما سازی شد سال 1978 یعنی یک سال بعد از آنکه پدرشان از یک بیماری طولانی سرطان در سن 47 سالگی در گذشت ، اریک در درام روانشناختی سلطان کولی ها به کارگردانی فرانک پیرسون ایفای نقش کرد و این باعث شد تا جولیا راحت تر بتواند به جرگه هالیوودیها بپوندد تا جایی که چند سال بعد برادرش را پشت سر گذاشت ، و اعتباری به مراتب چند برابر در میان سینماروها برخوردار شد . جولیا رابرتز اولین فیلم خود را با عنوان قرمز خونی(1986) بازی کرد که به دلایلی تا 1989 اکران نشد سپس در چند کار تلویزیونی اواخر دهه 80 حضورپیدا کرد تا آنکه اولین نقش اساسی خود را در سال 1998 با فیلم رضایت بازی کند . این نقش باعث می شود تا رلی بهتر به عنوان یک پیشخدمت پیتزا فروشی در فیلم پیتزای مرموز سال 89 به دست آورد که در آن با آنابت گیش و لیو تایلور همبازی بود البته مت دمون نیز که آن زمان نوزده سال بیشتر نداشت در فیلم بازی می کرد . فیلم یک اثر قابل توجه در روند حرفه ای جولیا نبود اما کمک شایانی به او کرد تا در نقش شلبی یک مادر نگون بخت را در ماگنولیاهای فولادی  به دست بیاورد و نامزدی اسکار که به دست می آورد او را در کنار نام هایی چون شرلی مک لین و سالی فیلد قرار می دهد . پس از این کار موفق در flat liners مرگ جویان (90) به همراه کیفر ساترلند بازی  می کند که یک کار زیبا بود درباره چند دانشجو که قصد دارند با علم پزشکی مرگ را به مدت کوتاهی تجربه کنند . گری مارشال با کمدی رومانتیک زن زیبا سراغ او    می آید هر چند نقش دشواری بود اما ریچارد گر به عنوان یک همبازی کمک می کند تا راحت تر از عهده آن بر بیایید . نقش یک زن روسبی که در دام عشق یک میلیونر می افتد و او را به عنوان چهره ای مستعد می شناساند.

                                   

 سال 91 انفاق جالبی برای او می افتد او درست سه روز پیش از مراسم عقد نامزدی اش را با کیفر ساتر لند به هم می زند و با کمال ناباوری اعلام می کند که می خواهد با خواننده سبک کانتری لیل لوت ازدواج کند . فیلم های او در این سالها به نوعی جنجال برانگیز بودند ، اما هیچکدام آثارپر فروش و یا قابل اعتنا نبودند تا اینکه همراه با دنزل واشنگتن در پرودند پلیکان (93) ایفای نقش می کند و با همان قالب موفق قبلی باز می گردد و می شود قهرمان آثاردراماتیک . سال بعد من عاشق دردسرم و بعد از آن با مری رایلی شکست را تجربه می کند. اما این ناکامی دیری نمی یابد و او با دو اثر مایکل لینز در کنار لیام نیسون و فرضیه توطئه در کنار میل گیبسون باز هم به اوج باز می گردد و از این جا وارد حیطه پیروزی می شود . بازی در کمدی موفقی چون ناتینگ هیل  همراه با هیو گرانت ، عروس فراری باریچاد گر و و البته بالاتر از همه عروس بهترین دوستم به همراه روبرت اورت و بازیگر تازه واردی به نام کامرون دیاز نام جولیا را در صدر زنان گیشه ساز هالیوود قرار می دهد . اما موفقیت بزرگ او میسر نشد تا اینکه در سال 2000 از راه رسید و با ابفای رل عنوان فیلم اثر گذار استیون سودربرگ با عنوان ارین براکوویچ برنده اسکار می شود فیلم اقتباسی بود از یک داستان واقعی درباره زنی به همین نام ، این زن بیوه ای بود که در یک مبارزه حقوقی به ستیز با جامعه بر می خیزد و علیه فساد شرکتهای بزرگ قد علم می کند و در این مبارزه پیروز می گردد. از اینجا به بانوی 20 میلیون دلاری هالیوود بدل می شود که تا کنون کسی نتوانسته (در رده بازیگران زن ) رکورد او را بشکند . او سال 2001 همراه بیلی کریستال ، کاترین زیتا جونز و جان کیوزاک در محبوبهای آمریکایی بازی می کند و همزمان با برد پیت در فانتزی «مکزیکی» حضور می یابد . در حین ساخته شدن همین فیلم بود که با فیلمبرداری با نام دنی مور آشنا می شود در حالی که همان رابطه چهار ساله اش با هنر پیشه کمتر شناخته شده بنیامین برات به پایان رسیده بود . به غیر از این ها در سال 2001 او در درام یازده یا اوشن نیز بازی می کند که همکاری مجددش با مت دمون پس از سالها و برد پیت بود و اولین همکاری اش با جرج کلونی و دان چیدل محسوب می شود . جولیا دوباره در سال 2002 با سودربرگ در پیش قراول همکاری می کند که علی رغم داشتن بازیگرانی چون مری مک کورماک و کاترین کیفر نمی تواند به اندازه ارین براکوویچ سرو صدا به راه بیاندازد . اعتراف یک ذهن خطرناک در سال 2002 اثری بود از جرج کلونی و او به واسطه آشنایی و دوستی با او از میزان بالای دستمزد خود برای بازی صرف نظر می کند تا کنار او سام راکول و دروبری مور ایفای نقش کند. سال 2003 در لبخند مونالیزا با بازیگران جوانی چون جولیا استایلز  کریستین دانست و مگی کلیفهال همبازی می شود و سال 2004 نیز در دنبال موفق یازده یار اوشن با عنوان دوازده یار اوشن بازی  می کند .

                              

 

جوليا رابرتز گرانقيمت ترين بازيگر تاريخ سينما ميباشد.
 درآمد وي تنها از فيلم MONA LISA SMILE در سال 2002 :25 ميليون دلار بوده است.
 جوليا در كودكي آرزو داشت دامپزشك گردد اما سرانجام بازيگر گشت.
 وي نام خود را از جولي به حوليا تغيير داد.

جوايز دريافتي:

يك بار نامزد دريافت اسكار

 يك بار نيز بــرنــده جــايــزه اســكــار بـراي ايـفـاي نـقـش در فـيـلــم ERIN BROCHOVICH   
                

۳بار برنده GOLDEN GLOBE.


فيلمهاي جولیا رابرتز:

 

Charlie Wilson's War (2007)

Charlotte's Web (2006)

The Ant Bully (2006)

Tell Them Who You Are (2005)

Closer (2004)

Grand Champion (2004)

Ocean's Twelve (2004)
Closer (2004)
Mona Lisa Smile (2003)

Confessions of a Dangerous Mind (2002)

Full Frontal (2002)

Ocean's Eleven (2001)

America's Sweethearts (2001)

The Mexican (2001)

Erin Brockovich (2000)

Runaway Bride (1999)

Notting Hill (1999)

Stepmom (1998)

Conspiracy Theory (1997)

My Best Friend's Wedding (1997)

Everyone Says I Love You (1996)

Michael Collins (1996)

Mary Reilly (1996)

Something to Talk About (1995)

aka Ready to Wear (1994)

I Love Trouble (1994)

The Pelican Brief (1993)

The Player (1992)

Hook (1991)

Dying Young (1991)

Sleeping with the Enemy (1991)

Flatliners (1990)

Pretty Woman (1990)

Steel Magnolias (1989)

Blood Red (1988)

Mystic Pizza (1988)

Satisfaction (aka Girls of Summer) (1988)

Baja Oklahoma (Made for TV) (1988)

Firehouse (1987)

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 16:3  توسط مصطفی  | 

باندراس

 

 امروز دیگر کسی نیست که آنتونیوبانداراس را نشناسد .او متولد ۱۰/آگوست/۱۹۶۰ میباشد. این بازیگر جوان اسپانیایی که روزی در  تئاتر و سینمای اسپانیا بازی می کرد، حالا در تمام جهان شناخته شده است و میلیون ها نفر به خاطر دیدنش به سینما می رووند . آنتونیو اولین بار با حضور سر صخنه فیلم مو در سال 1972 به بازیگری علاقه مند شد به همین خاطر تحصیلاتش را در مدرسه هنرهای دراماتیک مالاگا در اسپانیا ادامه داد و دراین مدت در نمایش هایی از برشت ،مارلو و شکسپیر بازی کرد . بازی در سینما را هم در سال 1982 با فیلم مطرح و موفق هزار توی احساس ساخته پدروآلمودار شروع کرد و خیلی زود به مطرح ترین چهره بازیگری سینمای اسپانیا تبدیل شد. او بازی در اسپانیا را ادامه داد و در فیلم های زیادی ظاهر شد که یکی از بهترین آنها کمدی”سیاه گاو باز “بازهم ساخته پدروآلموداربود. همکاری دیگر بانداراس پدروآلموداریک سال بعد در کمدی سوررال قانون هوس بود . دراین مدت او در فیلم های متعارف تر اسانیایی هم بازی می کرد . مثل چوب های زیر بغل ساخته کارلوس سائورا لذت کشتن فیلم ترسناک و میخکوب کننده فیلیکس روتانتا و رژلب ساخته رافیل مولیون ( دستیار سایق پدروآلمودار). اما مطرح شدن او در سطح جهانی و به خصوص هالیوود بیشتر با فیلم های پدروآلمودار و به ویژه زنی در آستانه فروپاشی عصبی در نقش برادرزاده کارمن مائورا و من راببنید !من را باز کن! در نقش یک بیمارروانی بود.به این ترتیب و باموفقیت این دو فیلم در سالهای 1988 و1990 پای بانداراس به هالیوود باز شد و نخستین بار در فیلم سلاطین مامبو نقش یک ترومپت نواز کوبایی را که در سالهای 1950 به آمریکا می آید ،ایفا می کند.هرچند که این فیلم فروش قابل توجهی نداشت ،اما راه برای بانداراس باز کرد تا در چهار فیلم بسیار مطرح نقش های مکمل ایفا کند. در فیلادلفیا دوست مهربان تام هنکس ، خانه ارواح انقلابی بود که با گلن کلوز و وینونا دوستی داشت، در مصاحبه با خون آشام که نقش خون آشامی را بازی میکرد ، اما در سایه بردپیت و تام کروز گم شده بود. و بالاخره راپسودی میامی عاشق میافارو بود.

                                               

پس از این چهار فیلم بود که راه برای اولین درخشش و نقش اصلی بانداراس در هالیوود باز شد . رابرتز رودریگز که می خواست با حمایت کوئینتین تارامتینو ادامه بر فیلم کم خرج موفقش دسپرادو بسازد نقش تیرانداز دوره گرد ....عاشق و گیتار نواز را به او داد . آنتونیو علاوه بر بازی قابل توجهش در این فیلم در تیتراژ ابتدایی آهنگ ساخته لوس لوبوس را هم با گیتار نواخت و خواند. و در همان سال 1995 در فیلم اکشن ریچارد دانر به نام قاتلان در کنار سیلوراستالونه و جولین مور حضور داشت که آن هم موفقیت زیادی برایش داشت و به این ترتیب تا پایان سال 1995 ، دیگر آنتونیو بانداراس نامی شناخته شده و معتبر در سینمای جهان بود. یکی از یه یادمانی ترین شخصیت هایی که بانداراس ارایه داد ، پدر سختگیر اپیزود برفتاران (ساخته رودریگز) از فیلم چهار اتاق است.بازی به یادمانی دیگر او در فیلم کمدی دوتا زیاد است بود که تا حد یاداور تجربیات کمدی او با پدروآلمودار است.در سال 1998 با به هم آمیختن کمدی و جدی نقش زورو را در فیلم نقاب زورو بازی کرد که موفقیت بسیار این فیلم باز هم بر محبوبیت و اعتبار او افزود. همچنین قرار بود او در فیلمی نقش آتاتورک را ایفا که به علت اعتراض مردم ترکیه کنار کشید.او همجنين يكي از صدا گذاران كارتون شرك2 بود كه روي نقش گربه در اين كارتون پرفروش صحبت كرده است.از ديگر فيلمهاي موفق او زورو بود كه در نقش زورو  و در كنار كاترين زتاجونز بود.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 15:58  توسط مصطفی  | 

جانی دپ

جانی دپ سال 1963 در ایالت کنتاکی آمریکا به دنیا آمد و فرزند سنیور جان کریستوفر دپ (مهندس) و بتی سو پالمر (پیشخدمت) می‌‌باشد. در سال ۱۹۷۰ همراه با خانواده اش به فلوریدا نقل مکان کرد و در آنجا بزرگ شد . خانواده جانی از نژادهای ایرلندی و آلمانی و امریکایی اصیل می‌‌باشند و این در حالی است که دپ یک نام فرانسوی میباشد .او یک برادر بنام دنیل و یک خواهر بنام کریستی دارد که مدیر برنامه هایش میباشد.

والدین او هنگامی که ۱۵ ساله بود در سال ۱۹۷۸ از هم طلاق گرفتند و او یک سال بعد از مدرسه اخراج شد و به موسیقی راک روی آورد و وارد یک گروه راک به نام "بچه‌ها"((The Kids شد و گیتار میزد. در سال ۱۹۸۳ دپ با لوری آن آلیسون- خواهر درامر گروه- ازدواج کرد. چندی بعد همسر وی نیکولاس کیج را به او معرفی کرد و کیج به او پیشنهاد کرد تا وارد عرصه بازیگری شود واین آغازی بود برای دوران بازیگری جانی در سینما که امروزه یکی از محبوبترین بازیگران هالیوود بشمار می آید و چندین بار نامزد دریافت جوایز اسکار و گلدن کلاب و همچنین کن شده است.

او در سال 1985 از آلیسون طلاق گرفت و بعد با افراد زیادی همچون شرلین فن،وینونا پیدر،جنیفر گری و کیت موس در ارتباط بود. سپس در سال1998 با ونسا پارادايس ازدواج می کند که تا به امروز دوام آورده.او از ونسا یک پسر بنام کریستوفر جک و یک دختر بنام لیلی ملودی رز دارد.

او در کل انسان عجیب و متفاوتی به نظر میرسد و این در تمام موارد مثل لباس پوشیدنش یا کارهایی که انجام میدهد و حتی از نظر نوع برخورد با طرفدارانش کاملا مشخص است. در ذیل به نکات یا مواردی از زندگی جانی دپ توجه کنید :

·       او برای خودش یک اسم مستعار بنام آقای بوگندو! انتخاب کرده است که البته با استقبال روبرو نشد.

·       از سوی مجله امپاير به عنوان يکی از ۱۰۰ ستاره تاريخ سينما در سال ۱۹۹۵ شناخته شد.

·       از سوی مجله امپاير مقام ۶۷ را در بين ۱۰۰ ستاره هميشگی سينما بدست اورد.

·       در سال ۹۶ از سوی مجله پیپل به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان انتخاب شد.

·       به خاطر تخريب يک اپارتمان در سال ۹۴ دستگير شد.

·       وقتی با ويونا رايدر سر صحنه فيلم ادوارد دست قيچی نامزد می کند winona forever را روی شانه اش خالکوبی می کند که پس از جدايی aوn را حذف می کند و جمله واينونا برای هميشه به wino forever تبديل ميشود.

·       در فيلم شکلات در ۲۰۰۲ اهنگسازی کرد.

·       در ۲۰۰۱ يکی ار ۲۰ چهره دنيای سرگرمی شناخته می شود.

·       در ويديو کلیپی سال ۹۱ تام پتی ظاهر می شود.نام کلیپ:در گسترده ای به غايت گشوده است.

·       هر دو فرزندش از پارادايس يعنی ليلی و جک از روی اسامی دو کاراکتر اصلی فيلم افسانه ساخت ۱۹۹۵ نامگذاری شده اند.

·       همسرش ونسا پارادايس يک خواننده و نويسنده آهنگهای پرطرفدار در کشورش فرانسه است.و از او با عنوان بازيگر رويايی نام می برد.

·       دپ بابت بازی در هر قسمت سريا خيابان جامپ ۲۱ (۱۹۸۷) مبلغ ۴۵ هزار دلار دستمزد می گرفت.

·       میگویند که او هر ماه بيش هزار نامه از طرفدارانش دريافت می کند.سال ۹۸ به اتهام ضرب و شتم در ونکوور کانادا يک شب زندانی شد.

·       به خاطر لباسهای جين پاره ای که می پوشد معروف است.

·       همچنان در هتل زندگی می کند و هيچ خانه و ماشينی ندارد.

·       در زمان نامزديش با واينو رايدر در اتاق يک هتل زندگی می کردند.

·       همسر اولش لوری ان در زمان ازدواج ۲۵ سال داشت در حالی که دپ ۲۰ ساله بود.

·       او دو رگه است و یک رگش سرخپوست است.

·       مدتی از طريق تلفن خودنويس می فروخت.

·       سال ۹۴ بخاطر تخريب يک هتل راهی زندان شد.

·       در سال ۲۰۰۲ بخاطر بازی در فيلم دزدان دريايی کارائيب موفق به دريافت جايزه بهترين بازيگر از سوی تماشاگران شد.

·       به گفته دپ يکی از بزرگترين اشتباهات او بازی در فيلم به دنبال ناکجااباد در سال ۲۰۰۴ می باشد.

·       رابرت دنيرو درباره او گفته:بدون جانی سينما چيزی کم داشت.

·       اولين فيلم:نقش گلين لانتر در فيلم کابوس خيابان الم ساخته وس کريون (۱۹۸۴)

·       سال ۹۷ فيلم شجاع را کاگردانی کرد که از نوشته های خودش بود.

         

                                          فیلموگرافی

        ۲۰۰۹ - شهر گناه ۳ (رومورد والس)

        ۲۰۰۹ - خاطرات رم (پائول کمپ)

        ۲۰۰۸ - شهر گناه ۲ (رومورد)

        ۲۰۰۸ - شانتارام (لیندزی)

        ۲۰۰۷ - سوئینی تاد (سوئینی تاد)

        ۲۰۰۷ - دزدان‌دریایی کارائیب: پایان جهان (کاپیتان جک اسپارو)

        ۲۰۰۶ - دزدان‌دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده (کاپیتان جک اسپارو)

        ۲۰۰۵ - عروس مردگان (صدا) (ویکتور ون دورت)

        ۲۰۰۵ - چارلی و کارخانه شکلات سازی (ویلی وونکا)

        ۲۰۰۴ - افسار گسیخته (راچستر)

        ۲۰۰۴ - در جستجوی ناکجاآباد (سر جیمز ماتیو باری)

        ۲۰۰۴ - و بعد از آن آنها شاد زیستند

        ۲۰۰۴ - پنجره مخفی (مورت رینی)

        ۲۰۰۳ - روزی روزگاری در مکزیک (ساندس)

        ۲۰۰۳ - دزدان‌دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه (کاپیتان جک اسپارو)

        ۲۰۰۱ - از جهنم (فرد آبرلین)

        ۲۰۰۰ - شکلات (رو)

        ۲۰۰۰ - مردی که گریه می‌کرد (سزار)

        ۱۹۹۹ - اسلیپی هالو (ایچابود کرین)

         ۱۹۹۹ - همسر فضانورد (اسپنسر آرماکوست)

        ۱۹۹۹ - دروازه نهم (دین کورسو)

        ۱۹۹۸ - ترس و نفرت در لاس‌وگاس (رائول داک/تامپسون)

        ۱۹۹۷ - شجاع (رافائل) (جانی دپ این فیلم را کارگردانی کرده است)

        ۱۹۹۷ - دانی براسکو (دانی براسکو/جو پیستونه)

        ۱۹۹۵ - شکاف زمان (جن واتسون)

        ۱۹۹۵ - مرد مرده (ویلیام بلیک)

        ۱۹۹۵ - دون خوان دومارکو (دون خوان)

         ۱۹۹۴ - اد وود (اد وود)

        ۱۹۹۳ - بنی و جون (سام)

         ۱۹۹۳ - رویای آریزونا (اکسل بلاکمار)

        ۱۹۹۰ - ادوارد دست‌قیچی (ادوارد دست‌قیچی)

        ۱۹۸۶ - جوخه (گیتور لرنر)

        ۱۹۸۴ - کابوسی در خیابان الم (گلن لانتز)

افتخارات سینمایی

·         ۲۰۰۵ - نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم در جستجوی ناکجاآباد

·         ۲۰۰۴ - نامزد اسکار بازیکر نقش اول مرد برای فیلم دزدان دریایی کارائیب: نفرین بلاک پرل

·         ۱۹۹۷ - نامزد نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم شجاع

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 15:48  توسط مصطفی  | 

تیمبرلیک

جاستين راندال تيم برليک در صبح ۳۱ ژانويه ۱۹۸۱ در ممفيس تنسی آمريکا به دنيا آمد . او فرزند لین هارلس و رندی تیمبرلیک هست.

او کار خود را از دوره نوجوانی در کلوپ معروف ميکی موس شروع کرد جايی که خوانندگان ديگری همچون بريتنی اسپيرز ــ کريستينا آگوريلا ــ و همچنين رفيق هم گروهيش در Nsync جاشوا چار در آنجا حضور داشتند ! اما معروفيت او از زمانی آغاز شد که او و جاشوا گروه انسينک را به وجود آوردند و جاستين خواننده اول گروه بود و در آن زمان نيز بود که جاستين با بريتنی روابطی را آغاز کرد و چون آن زمان اوج شهرت بريتنی بود بنابراين به شهرت جاستين هم اضافه شد و دليلش هم آن بود که جاستين در يک مصاحبه تلويزيونی به شرح روابط عاشقانه و خصوصيش با بريتنی پرداخت و بريتنی هم بعد از آن در يک مصاحبه ديگر در برابر عموم قول داد که ميخواهد با ازدواج با جاستين خودش را نجات بدهد ! چون اولین رابطه او با جاستین بود. به هر حال روابط اين دو نيز بنا به دلايلی بهم خورد .

در سال ۲۰۰۲ جاستين اولين آلبوم تک صدايی خودش را انتشار داد که به حق تحسينهای منتقدانه ای را دريافت کرد به طوری که در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر جهان بود و بيش از ۳ ميليون کپی در آمريکا و بيش از ۷ ميليون در سراسر جهان فروش داشت .

بعد از آن جاستين روابطی را با کريستينا آغاز کرد و توسط توری مشترک در سال ۲۰۰۳ با کريستينا از آلبوم خودش حمايت کرد . اما به نظر می آيد دوستی او با کريستينا فقط به خاطر نفع شخصی و افزايش معروفيت او بوده چون داستان آنها هم خيلی زود به جدايی و پايان رسيد !!!

او در اوايل سال ۲۰۰۳ شروع به برقراری رابطه با هنرپيشه معروف کامرون دياز کرد و سپس در سال ۲۰۰۵ در يک فيلم هيجان انگيز به نام Edison ظاهر شد و بعد از آن هم در فيلم Alpha dog که بر اساس زندگی واقعی Jesse janes تهيه شده بازی کرد . از بهترین دوستان جاستین تریک آیالا هستش.

جاستين هم مثل بريتنی و کريستينا با عکسها و پوسترهايی که از او تهيه شده است تجارت کرده و به اين وسيله توانسته از تهيه مخارج آلبومش بر بيايد. او در اجراهای گوناگونی با خوانندگان مختلف همکاری داشته که از آن جمله ميتوان kylie minogue و جانت جکسون را نام برد . در فوريه سال 2004 او در نمايش super bowl با ژانت جکسون همکاری داشته که در اين نمايش در جلوی بيش از ۱۰۰ ميليون تماشاچی هنگامی که ژانت در حال اجرای بخشی از شعرش (( ميخواهم تو را تا پايان اين آواز لخت کنم ))‌ بوده جاستين بخشی از لباس او را پاره ميکند به طوری که سينه ژانت جکسون به طور کامل نمايان ميشود و اين کار آنها هم با انتقاد شديد مردم روبرو ميشود و هم به معروفيت از دست رفته ژانت جکسون اضافه ميکند و جاستين را به اوج معروفيت خود ميرساند . اما چون در هر صورت کار آنها از نظر جامعه غير متعارف بود آنها تصميم به معذرت خواهی ميگيرند و هر دو معذرت خواهی خود را به صورت کتبی به عموم اظهار ميدارند و اين در حالی بود که جاستين در آن زمان برنده دو جايزه grammy يکی به خاطر بهترين آلبوم پاپ و ديگری به خاطر بهترين خواننده مذکر شده بود !

در پنجم ماه می ۲۰۰۵ جاستين در هنگام ضبط آلبوم جديدش با snoop dogg (( خواننده و يکی از حاميان بزرگ جاستين !‌)) متوجه بيماريش شد . او غده کوچکی در گلويش داشت که با عمل جراحی برداشته شد و اگه دير متوجه اين بيماری ميشد اين غده ميتوانست به مسیر خوانندگيش لطمه بزند ! بعد از آن او همکاری خودش را با گروه معروف Black Eyed Peas در آهنگ my style به صورت هم خوان آغاز کرد و بعد از آن نيز در تورها و کنسرت ها اين گروه را همراهی کرد.

جاستین خود از طرفداران کایلی مینگو میباشد. او در سال 2007 جائیزه MTV VIDEO را بخاطر ویدئوی "Male Artist of the Year" دریافت کرد.

وی همچنین در چند فیلم هم بازی کرده است:

 Longshot (2000)

Model Behavior (2000

On the Line (2001)

Edison Force (2005)

Alpha Dog (2006)

Black Snake Moan (2007)

 Shrek the Third (2007)

Southland Tales (2007)

The Love Guru (2008)

The Open Road (2008)

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 15:37  توسط مصطفی  |